دسته‌ها

جنبه ذهنی بازی پوکر
رواشناسی پوکر و جنبه ذهنی بازیمقالات عمومی

جنبه ذهنی بازی پوکر – وابستگی بیش از حد به پاتهای بزرگ

در بازی پوکر مطالعه جنبه‌های تکنیکی بازی به تنهایی کافی نیست و نمی‌توان انتظار داشت که موفقیت به راحتی به سراغ شما بیاید. بازی ذهنی پوکر حیطه‌ای است که به همان اندازه نیازمند احترام و تلاش زیاد است. من امروز به سه پوکر باز جلسه آموزشی داشتم و در دو تا از این کلاسهای آموزش پوکر مفهموم عصبی شدن و تیلت و به ویژه تیلت مربوط به وابستگی بیش از حد به پاتهای بزرگ مطرح شد. تیلت به هر نوع انحراف از فرآیند فکر منطقی و آگاهانه اطلاق می‌شود که ناشی از تداخل احساسی است. تیلتِ وابستگی بیش از حد به پات وقتی اتفاق می‌افتد که این انحراف از تفکر منطقی در یک پات بزرگ به وجود می‌آید و دلیل آن هم این است که غریزه بشر این است که چیزی را که در آن سرمایه گذاری منابع، زمان و انرژی انجام داده است واگذار نکند. سفر ما در بازی ذهنی پوکر اساسا جدالی بین این دو موضوع است که ما چه طور دوست داریم باشیم و در واقعیت چطور هستیم. رها کردن پات‌های بزرگ هنگامی که ذهن هوشیار ما می‌داند که باید انجام شود از این نوع جدال است.

تیلت به هر نوع انحراف از فرآیند فکر منطقی و آگاهانه اطلاق می‌شود که ناشی از تداخل احساسی است.

مطالعه موردیِ یک دست پوکر

امروز یکی از پوکر باز‌ های تحت آموزش این دست را به من نشان داد:

بازیکن ما (Hero) در یک بازی شش نفره پوکر کش گیم رِیز بازیکن پوزیشن کات آف را از پوزیشن اسمال بلایند با دست ♣A-K ری-رِیز می‌کند و او کال می‌کند. دو بازیکن به صورت هدزآپ به مرحله فلاپ می‌رسند که در آن کارتهای K-۱۰-۵ می‌آید و هیرو یک دوم پات شرط می‌بندد. حریف این شرط را در پوزیشن کال می‌کند و در مرحله ترن کارت ♠۷ رو می‌شود. هیرو یک شرط کاملا منطقی دیگر برای کسب ارزش می‌بندد و حریف دوباره کال می‌کند. در مرحله ریور ♣J می‌آید و اندازه پات حالا خیلی بزرگ شده است. در واقع اندازه استک موثر باقیمانده فقط سه چهارم رقم پات است.

 

اجازه بدهید قبل از اینکه خودمان را در تب و تاب رقابت و در ذهن پوکر باز خودمان قرار دهیم، به این موقعیت از دیدگاه منطقی ناظر بیرونی نگاه کنیم. در این موقعیت قبل از اینکه بتوانیم تصمیمی بگیریم، سه گزینه باید در نظر گرفته شود. ارزش مورد انتظار یا EV هر کدام باید سنجیده شود و مورد مقایسه قرار گیرد. این سه گزینه عبارتند از: شرط آل این، چک-کال، و چک-فولد. اجازه دهید با اولین گزینه شروع کنیم.

قبل از اینکه تصمیم بگیریم شرط ببندیم باید هدفمان از شرط بستن روشن باشد. شرطهای خوب به اندازه کافی ارزش کسب می‌کنند (از طریق کال شدن با طیفی از دستهای ضعیفتر)، یا از طریق ارزش مورد انتظار بلوف زدن (گرفتن فولد از میزان قابل توجهی از دست‌های بهتر)، یا از طریق مخافظت (فولد گرفتن از بخش زیادی از دستهای بدتر که اوتهای زنده ای برای ساختن دست بهتر دارند).

واضح است که بستن شرط در مرحله ریور هیچ وقت نمی‌تواند برای محافظت از دست باشد زیرا کارت دیگری برای آمدن باقی نمانده و همه شانس‌ها تا بدینجای کار محقق شده‌اند. بلوف زدن با این دست هم به نظر احمقانه می‌آید و انتظار فولد کردن دست دو پِر یا بهتر از سمت حریف  با شرطی کمتر از اندازه پات خیلی غیرواقعگرایانه است. آیا شرط بستن می‌تواند برای کسب ارزش باشد؟ به نظر نمی‌رسد این طور باشد. برای اینکه با دست ضعیفتر از خود کال شویم حریف نه تنها باید با K-Q بلکه با برخی دستهای ضعیفتر مثل جفت دوم هم ما را کال کند. بدون داشتن اطلاعات قبلی از میزان سماجت او برای کال کردن، این قضیه بیش از حد خوش بینانه به نظر می‌رسد. بنابراین

شرط بستن منتفی است – و هیچ دلیلی برای آن وجود ندارد

چک-کال کردن در مقابل حریفی در استیک‌های پایین شاید از شرط بستن هم بدتر باشد. چک-کال مسیری است که به دنبال کسب پول از بلوف‌هاست چرا که هیچ دست بدتری واقعا هیچ وقت در جایگاه حریف برای کسب ارزش شرط نمی‌بندد. چه بلوف‌هایی را می‌توانیم در این موقعیت ببینیم؟ داشت A دل در دستمان به شدت تعداد ترکیبات پای رنگ از دست رفته حریف را کاهش می‌دهد. و دسهایی مثل A-۴ و از این قبیل را غیر ممکن می‌کند. برای بلوف زدن در این چیدمان از کارتهای بالا که به خوبی با طیف هر دو بازیکن هماهنگ است، حریف باید خلاقیت به سرش بزند و دستهایی مثل T9، QT و QJ را به بلوف تبدیل کند. هرچند از لحاظ تئوری دقیقا باید همین کار را بکند چون این دستها ارزش خیلی کمی در نمایش کارتها (شو داون) دارند، ولی بیشتر بازیکنان در استیک‌های پایین از این نوع بلوف‌های آل این به اجرا نمی‌گذارند. بنابراین

چک-کال کردن راهی برای به باد دادن بقیه استک مان است و گزینه مناسبی نیست.

بنابراین جواب مشخص است. فقط یک گزینه برایمان باقی می‌ماند. پوکر باز ما باید در این ریور چک-فولد کند. این طور نیست که همیشه بازنده این پات باشد چرا که خیلی از مواقع این ریور با چک دادن هر دو نفر بازی می‌شود و پِرِ شاه ما در مقابل یک پِرِ پایین‌تر که در صورت شرط بستن هم ما را کال نمی‌کرد برنده می‌شود. اگر حریف شرط ببندد احتمالا طیف دستهایش بلوفهای خیلی کمی در خود دارد یعنی دستهای زیادی  از طیف خود را به عنوان بلوف مورد استفاده قرار نمی‌دهد. پوکر باز ما آل این شد و فورا توسط ♠K♠J کال شد.

کجای کار اشتباه بود؟

طبق صحبتهای شاگردم، فرآیند فکر او به این شکل بود:

“امکان ندارد من در این ریور فولد کنم و به نظرم شرط بستن بهتر از چک-کال کردن است.”

 چرا واگذار کردن این پات تا این حد در نظر او مردود و مورد تنفر است؟ به دلیل اینکه پات بزرگی بود و بخش زیادی از سرمایه گذاری، زمان و انرژی احساسی بازیکن ما را شامل می‌شده است. ذهن ناخودآگاه او بی‌رحمانه درگیر اجبار رها نکردن منابع شده است تا اینکه حتی امکان و ایده چک-فولد کردن برای یک لحظه هم به آن خطور نکرده است.

این اتفاق به دلیل سابقه تکامل نوع بشر می‌افتد و اگر قرار بود مرتبا تلاش، هزینه و زمان برای کاری گذاشته شود و حاصل و برداشتی نداشته باشد، دورنمای فاجعه باری برای بقای بشر اتفاق می‌افتاد. گونه‌هایی که بدین شکل از این نوع کارها بیرون انداخته می‌شدند خیلی زود در معرض انقراض قرار می‌گرفتند. چالش اصلی برای یک پوکر باز این است که طرز کار مغزش را بازبینی کند و با محیط جدید وفق دهد، محیطی که در واقع برای بقا لازم است گاهی پاتهای بزرگ را که ارزش سرمایه گذاری بیشتر را ندارد، رها کنیم.

روش اصطلاح کار

خوب حالا چطور باید این واکنش قدرتمند غریزی بشر را بازنگری کنیم؟ ما این کار را در عمل حین بازی در موقعیتهایی که احساس می‌کنیم تیلت روی ما تاثیر می‌گذارد انجام می‌دهیم. بازنگری حین بازی فوق العاده ضروری است زیرا چیزی که می‌خواهیم تغییر دهیم درک غلط در ضمیر خودآگاه نیست، بلکه یک عادت ناخودآگاه است. دفعه بعدی که در یک پات بزرگ هستید و احساس می‌کنید که شاید فولد کردن برایتان بهتر باشد، سعی کنید احساس اجباری که نباید پات را رها کنید ببنید و متوجه شوید که مانند تمایل و غریزه شما را به اشتباه ترغیب می‌کند. وقتی متوجه شویم که دکمه‌های شرط و کال فقط برای قسمت‌های غیر عقلانی مغزمان جذاب است که چیزی از پوکر نمی‌داند می‌توانیم ببینیم که چقدر فشردن هر کدام از این دکمه‌ها احمقانه است. سعی کنید یک جمله تند و تیز و قدرتمند به خودتان بگویید، مثل:

“من به منطق توجه می‌کنم، نه رفتار واکنشی”

یا:

“خواهش‌های غریزی جایگاهی در میز پوکر ندارد”

یا حتی:

“کال کردن این شرط یعنی دادن هزینه آن به احساسات”

نهایتا ذهن ناخودآگاه یاد می‌گیرد که این پاتها زمان و مکان مناسبی برای رو آمدن غریزه محافظتی نیست و دیگر فشار زیادی به شما برای سرمایه گذاری‌های بد انجام نمی‌دهد.

نتیجه گیری

پردازش پات‌های بزرگ معمولا دشوار است. میزان تداخل احساسی ما به بالاترین حد خود می‌رسد، و تنها از طریق تلاش و کار زیاد می‌توانیم واکنش‌های ناگهانی مان را کنترل کنیم و جلوی ضررهای غیر ضروریِ بیشتر را بگیریم. دفعه بعدی که در مرحله ریور شرط شما را رِیز کردند یا کارتی فوق العاده بدی برای دست شما آمد و با شرطی از حریف مواجه شدید، سعی کنید توجه کنید که چقدر از فرایند فکری شما منطقی و روشن است و چقدر از آن خواهش غریزی و خشن برای چنگ اندازی به منابع با ارزشتان است.

کانال تلگرام پوکروای

دیدگاهتان را بنویسید

error: !در صورت نیاز به کپی مطالب با ما تماس بگیرید